جویبار اشکهایم را برای تو جاری ساخته از انها دریایی سرخ تشکیل خواهم داد. دریایی عظیم تر از دریای سرخ بیگانه! دریایی خونین اما سرشار از عشق نه از بهر قتل و غارت! دریایی که جز ایرانی به ان نزدیک نتوان شد. دریایی که تمام بیگانگان و وطن فروشان پست سرشت را در خود غرق سازد تا دیگر کسی را توان نباشد بر تو بتازد! آری شاخاب پارس همیشه پارس خواهد ماند. ای وطن همیشه جاویدان من! قلبم را به تو پیوند میزنم! بر خاک مقدست! بر جویبارهای روانت. به امید انکه تو را پاینده و اباد بینم.
اری تمام هستی ام به تو پیوند خورده است. من رهروی پدرم خواهم بود. پدری که نامش جهان را به تعظیم وا میدارد. پدری که با جان و دل برایم خانه ای ساختتا با سرافرازی به جهانیان نگریسته و به خود ببالم که فرزند چنین بزرگمردی هستم. بزرگمردی که به م ندرس مهر و فروتنی اموخت. بزرگمردی که حتی از دشمن قسم خورده اش گذشت، دربرابر چشمان شگفت زده ی همراهانش دستان او را گرفت و به جای شمشیر مرگ ، شراب عشق را در رگهای او جاری ساخت!
کورش آسوده بخواب من بیدارم! هرگز نخواهم گذاشت این سرای عشق جایگاه دزدان غارتگر شود. جای جای این عشقکده سرزمینی است که عمری اجدادم با مروت و عشق ان را بنا کرده اند. بیگانه نمیداند پایه ی عشق بسی استوارتر از ان است که بتوانند با شمشیر زور و قساوت ان را ویران سازند!
ای خواهر و برادر من! دستان پرمهرت را به من بده و بیا باهم یک صدا فریاد زنیم:
پاینده باد ایران و شاخاب همیشه پارس
پ.ن: درود بر دوستان گلم
راستش خیلی سرم شلوغه! این اپ رو هم گذاشتم چون تمام عشقم وطنمه!
از اینکه نمیرسم به همتون سر بزنم یا خبرتون کنم پوزش میخوام حتما در اولین فرصتی که داشتم به همتون سر میزنم
خیلی دوستتون دارم

تنها دلیل بودنم وطنم...
تویی شیرین تر از لیلی منم مجنون تر از فرهاد!
وطنم برای تو میخوانم برای تو میگریم و برای تو میمیرم
هموطنم تازیانه ی گناه ازادی خواهیش را میخورد و من غافل! ندا گلوله ی مرگ را با قلبش لمس میکند و من تنها با نگاهی غمزده ناظر هستم....
ای وطنم نقش من در این جنگ نابرابر و ناجوانمردانه چیست؟ ایا باید نظاره گر باشم هموطنم بخاطر بیان نظر پرارجش تازیانه خورده و در زیر باران بیپایان ستم بی چتر بماند؟
وطنم برای تو خون میگریم و انها با پوزخندی به من مینگرند.
ای ایران تویی رویای همیشه جاودان من! ای هموطنم تنها به عشق تو مینویسم. انها تنها مجوز زندگی ام را سکوت میدانند درحالیکه نمیدانند تمام هستی ام ایران و ایرانیست انها ارام ارام ذره ذره هستی ام را از من میگیرند....
غریق نجات من کجایی؟! من در رویای وطنم مغروقم...
میخواهم برای کشوری جان دهم که جایگاه کورش و داریوش است...جایگاه بابک و مازیار.....جایگاه وطن پرستانی که با وجود زخم های پی در پی تسلیم نشدند....
آری جانفشانی برای چنین کشوری تنها آرزوی من است...
پس قلبم را به تو هدیه میدهم ای وطنم تا بار دیگر خون در رگهای سردت جاری شود....
درودی به زیبایی نام اهورا مزدا،هستی بخش دانا
درودی به صافی آسمان آبی و بیکرانی جهان هستی
درودی به گرمی آفتاب و نرمی گلها
درودی به پاکی دلها در آغاز زنده شدن هستی
درود برشما آریاییان نیک منش که در جهان نباشد چون شما نیک کنش
درود بر نوروز هستی بخش که خود درودگوینده ایست روشن بخش
فرخنده باد این آیین جاوید و زنده کننده ی بهار امید
پیشا پیش نوروز ۲۵۷۱ایرانی- ۷۰۳۴آریایی
۳۷۵0 زرتشتی- و۱۳۹۱ خورشیدی بر همه ی شما دوستان گلم
فرخنده

دوستان گلم
وبلاگ دوست عزیزم صورت زخمی رو فیلتر کردند
آدرس جدیدش:
http://soratzakhmi1.persianblog.ir/
ای ترسوهایی که کارتون شده فیلتر کردن حقایق و خفه کردن فریاد آزادی!
ایرانی هیچوقت از مبارزه دست نمیکشه!
حقیقت خیلی تلخه و شما توانایی روبرو شدن باهاش رو ندارین!بافیلتر کردن حقایق نمیتونین از تلخیش بکاهید!
پاینده باد ایران و ایرانی
درود دوستان گلم
پس از چندین سده دارم به روز میشم!
ببخشید اگه دیر به دیر بهتون سر میزدم! آخه سرم شلوغه.....هر روز کتبی و امتحان داریم!
خوب حالا بریم سروقت اپم:
ما یه کتاب داریم به نام زبان فارسی!!! خوب از اینکه به جای پارسی اسمشو گذاشتن فارسی زیاد تعجب نمیکنم چون همه چی توش هست به جز پارسی!
درس املاش که اینقدر مزخرفه که دود از سرم بلند میشه!
همه ی کلماتش بدون استثنا عربیه! تازه تو متن درس هم اومده دوستان عزیز زبان مادری ما با زبان عربی درامیخته شده و جداشدنی نیست!
در درس ویرایشش به جای کلمه ی "سیستم" از "نظام" استفاده کرده و دلیلش هم اینه که کلمه ی "سیستم" واژه ی بیگانه ست!
آخ جون خوب شد فهمیدم که واژه ی "نظام" پارسی اصیله
در درس ویرایشش هم اومده گفته که پارسی سره نویسی ممنوع!
ای اعراب ایرانی نما! لطف کنید اون نقاب رو از چهره بردارید و اسم این کتاب رو هم عوض کنید و بذارید زبان شیرین عربی
اه و افسوس کاین خردت ناپاک است
حیف که این اندیشه ات در خاک است
تویی یار کژ اندیش و بیتاب
تو هستی شکفته گل در خواب
فسوس وتباهی نباشد تو را
اگر ناراستی نباشد تو را
تویی هموطن تویی خفته یار
نباشد تو را اندیشیدن یه بار
تفکر و سازش بسازد تو را
اگر نیکی رنگ نبازد تو را
بسوزان تیغ اسارت ز خود
بجوشان فر نجابت ز خود
ز ننگ و ز انگ نی نالش تو را
اگر ایزد باشدش ستایش تو را
بباش پاسدا این سرزمین
بدون اندکی اه و کین
نخواهم ز تو جز راستی
حذر کن ز ننگ و ز ناراستی
پ.ن: این شعرو واسه کسایی سرودم که ذره ای نمیاندیشند و تازه جالب اینجاست که دیگران را محکوم به بداندیشی میکنند!
ایرانیان هم میهن اگر واقعا دم از ایرانی بودن میزنید اینقدر برای تفرقه اندازی نکوشید! اگه واقعا ایرانی هستید به اندیشه ی سایر هم میهناتون هم احترام بذارید و با ناسزا گفتن و سعی در خراب کردن همدیگه و عقاید یکدیگر اینقدر هم رو ازار ندید!
نخست بیاندیشید و سپس سخن بگویید!چرا هیچکدومتون از کورش یاد نمیگیرید؟!
پ.ن: برد پرس پولیس فرخنده

من پرس پولیسی هستم بخاطر نام و رنگ زیبایش!چون عاشق پارسه هستم
پاینده باد ایران و پارسه
آنچنان زندگی کن که خرد رسا به تو گوید نه انکه جامعه ی دروغین میپسندد
اشوزرتشت
برام جالبه که بعضی ها خودشون رو به آب و آتیش میزنن تا این پیامبر بزرگ را در نظر دیگران بد جلوه دهند و با آموزه هایی دروغین(و خنده آور!!)
دیگران را منحرف کنند!!!!
یه شخصی به نام محسن یه وب خیلی طنز ساخته! اینم آدرسش:
http://www.urtruth.mihanblog.com/
جالب اینجاست نه درمورد دین خودش اطلاعی داره نه درمورد دین زرتشت
اصلا فکر نکنم دین داشته باشه! میدونید دین یعنی چی؟
براتون توضیح میدم! دین یعنی "وجدان درونی" و از واژه ی اوستایی دئنا گرفته شده!
خداییش یه ادم با وجدان(بادین) میاد با سعی در خراب کردن ادیان دیگه برای بالا بردن خودش یا عقیده ی خودش کوشش کنه؟!!
آیا یه انسان با دین(با وجدان) دلش به این راضیه که خودش و دیگران رو فریب بده؟!
اومده نوشته:


مثل این میمونه از کسی بپرسن اثبات کن که قران کتاب حضرت محمد(ص) هستش؟!!!!

یه شخصی به نام 133 اومده گفته :




درود دوستان گلم
ببخشید چند وقتی سرم شلوغه....
سپاس از همه ی اونایی که بهم سرمیزنن
حتما جبران میکنم
دل در برم تپیده
مهر در دلم دمیده
عشق در من آرَمیده
حس وطن چشیده
ترس از من دل بریده
خون در رگم دویده
پیروزی ایرانم
خواهم با دل و جانم
تا زنده ام ببینند
دشمن رویش نبیند
شمشیری برکشیده
بر شریانش کشیده
بیجان اندر گور سازم
از کشورم دور سازم
خاک پاک میهنم
آمیخت با جان و تنم
تا ایرانم پابرجاست
جای من درهمینجاست
درود بر همه آریاییان گلم
امروز میخوام از بابک بگم...بابکی که با این تازیان جنگید و برای سرزمینم جان فشانی کرد بابکی که نماد ایران دوستی و دشمن ستیزی است...بابکی که....
نخست شما را به خواندن نوشته ای از یک عرب پرست دعوت میکنم
نوشته ای که ننگم میاد بنویسمش! نوشته ای که سرشار از ایران ستیزی است
نویسنده: فریده هادی پوربرزگر
کتاب:گنجینه تاریخ ایران ـ سه سرباز ایرانی افشین ، مازیار ، بابک
"قبل از آغاز"
"همانطور که ابن الندیم در کتاب الفهرست خود چنین آورده است:
بابک زاده ی مر و زنی می گسار بوده که قبل از ازدواج نطفه اش بسته شده بود و شیطان در وجودش حلول کرده بود و همچنان که سمعانی در کتاب الانسان مینویسد: خرمیان در هرسال شبی داشتند که مردان و زنان گرد هم می امدند و چراغ ها را خاموش مینمودند و هر مردی بر زنی دست میافت با او نزدیکی میکرد.
نظام الملک توسی در سیاست نامه خود از این مرد و جلادان خونخوارش چنین مینویسد:
از جلادان او یک جلاد گرفتار امده بود ، از او پرسیدند که تو چندکس کشته ای؟
گفت: او را جلادان بسیار بوده اند اما آنچه من کشته ام سی و شش هزار مسلمان است ، بیرون از جلادان دیگر و انچه در حرب ها کشته اند.
ابن الاثیر در وقایع سال 201 چنین میگوید:
در این سال بابک خرمی بر مذهب جاویدانیه بیرون امد و ایشان پیروان جاویدان بن سهل خداوند بذ بودند و وی دعوی کرد که روان جاویدان در او رفته و ایشان از فروع مجوسند و مردانشان مادر و خواهر و دختر نکاح کنند و به همین جهت ایشان را خرمی خوانند و به مذهب تناسخ معتقد بودند و میگفتند روان از جانور به جانوری میرود.
ابوعلی بلعمی در ترجمه تاریخ طبری چنین مینویسد:
بابک مردی بود که خرم دینی را در ان عصر پدید اورد و مذهبش مذهب زنادقه بود و زنا و نبیذ را حلال میدانست و هرچه را که مسلمانان حرام میپنداشتند او حلال مینمود و نبوت را انکار میکرد.
پس چنین باید گفت که بابک خرم دین مردی ملحد بود همانطورکه خوندمیر در کتاب حبیب السیر میگوید: بابک اکثر محارمات را مثل مباشرت با محارم را حلال میدانست و خوی حیوانی و شیطانی در او رخنه کرده و این خصلت تا اخر عمر با او همراه بود.
از این روست که نویسندگان و تاریخ نگاران در نوشته هایشان از بابک خرمی به بدی یاد نموده اند او را کافر ، ملحد ، خودخواه و بیرحم خوانده اند.
یکی از تارخ نویسان ارمنی به نام (استفانس اربلیان) درباره ی حوادث سال 827 میلادی چنین مینویسد: چون مردم سرزمین باغاسکان از فرمانبرداری بابک سرباز زدند بابک به یاری (اغوان اپلاساد) رفت و بیرحمانه ان شهر را غارت نمودند و ان زنان و کودکان بیگناه ان دیار را کشت و سال بعد به گغارخونی رفت و در انجا پانزده هزار نفر را به خاک و خون کشید.
در خاتمه چنین برداشت میشود که از بابک و امثال بابک ها نمیتوان به عنوان قهرمان ملی و میهنی یاد نمود چون چنین سردارانی به غیر از قتل و غارت و ادم کشی چیزی از خود باقی نگذاشتند و انهایی که از چنین سردارانی به نیکی یاد مینمایند جوانان عزیز کشور اسلامی ما باید کتابهایی را که در این راستا به رشته ی تحریر در امده را با چشم باز و دور از هرگونه اغماض مطالعه نمایند تا روشن بینانه بتوانند قضاوت نمایند و اینگونه افراد را با قهرمانان ملی و میهنی اشتباه نگیرید "
خوندید؟.....دیدید؟....من که حین نوشتن سردرد شدم
نمیدونم تا کی میخوان سرداران عزیز کشورمون رو خراب کنن؟ تا کی به کمبوجیه میگن قاتل برادر و به ارد میگن قاتل سورنا و به بابک چنین صفاتی رو نسبت میدن؟؟!!
اصلا میخوام بدونم فریده ای که اومده همچین چرندیاتی نوشته درمورد حمله ی اعراب و خسارت اونا چیزی میدونسته؟میدونسته این تازیان وحشی چه جنایاتی مرتکب شدن؟! ایا میدونسته این وحشیان هیز به چندصد نفر از زنان ایرانی تجاوز کردند؟!
نکنه به میهن دوستی و عرب ستیزی بابک میگی قاتلی؟!!! پس تموم شهدایی که تاکنون داشتیم قاتلن؟!!!!!!تمام قهرمانان ملی؟!!!!!
قاتل تو و امثالتین که دارید ایران رو ذره ذره میکشید
آیا میدونستی:
در حمله ی اعراب به گرگان؛ مردم با سپاهیان اسلام به سختی جنگیدند؛ بطوریکه سردار عرب ( سعید بن عاص ) از وحشت؛ نماز خوف خواند . پس از مدتها پایداری و مقاومت؛ سرانجام مردم گرگان امان خواستند و سعید ابن عاص به آنان « امان » داد و سوگند خورد « یک تن از مردم شهر را نخواهد کشت » مردم گرگان تسلیم شدند؛ اما سعید ابن عاص همه ی مردم را بقتل رسانید؛ بجز یک تن؛ و در توجیه پیمان شکنی خود گفت: « من قسم خورده بودم که یک تن از مردم شهر را نکشم! .. تعداد سپاهیان عرب در حمله به گرگان هشتاد هزار تن بود. (کتاب تاریخ طبری جلد پنجم صفحه ۲۱۱۶ - کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم ؛ صفحه ۱۷۸ )
شاید انتظار داشتی ایرانیان با آغوش باز اعراب را بپذیرند و اجازه بدن هر روز بیش از پیش به جنایات خود ادامه بدن! شاید انتظار داشتی بابک در برابر خلیفه
زانو بزنه؟!!!
این منابعی که معرفی کردی و بر پایه ی اونا کتاب نوشتی از همین اعراب پسته! از همین اعرابی که همه چیزمون رو ازمون گرفتن
بابک...........مازیار............و همه ی کسایی که از کشورم دفاع کردید و در برابر یه مشت ادم پلید ایستادید با تمام وجود دوستتون دارم و راهتون رو ادامه میدم
من مرگ رو بر زندگی در کنار همچین ادمهای پست و وطن گریزی ترجیح میدم!!!! پس میجنگم و برای ایرانم جان میدم ننگ بر همه ی وطن فروشان بیغیرت










پ.ن: راستی امروز روز درگذشت این بزرگمرد ایرانی است یادش جاودان و روحش شاد باد
نظرات ()